نقدینه - برخی صندوقهای سرمایهگذاری جهانی در یک دوره زمانی موفق شدند عملکردی بهتر از میانگین بازار جهانی سهام ثبت کنند؛ اما چه عواملی در این برتری نقش دارد؟
نقدینه - برخی صندوقهای سرمایهگذاری جهانی در یک دوره زمانی موفق شدند عملکردی بهتر از میانگین بازار جهانی سهام ثبت کنند؛ اما چه عواملی در این برتری نقش دارد؟
به گزارش پایگاه خبری نقدینه ، سرمایهگذاری در بازار سهام معمولا با یک قاعده شناختهشده همراه است که طی آن بازدهی بیشتر، اغلب با نوسان بیشتر به دست میآید. با این حال، بررسی عملکرد برخی صندوقهای سهامی جهانی نشان میدهد این رابطه همیشه مستقیم و تغییرناپذیر نیست.
بر این اساس در بعضی دورهها، صندوقهایی توانستهاند همزمان بازدهی بالاتری نسبت به شاخص مرجع به دست آورند و در عین حال نوسان کمتری را نیز تجربه کنند. اگر این نتیجه را بهصورت مستدل بررسی کنیم، علت آن را نه در شانس، بلکه در تفاوت ساختاری میان سبد این صندوقها و ترکیب شاخص مرجع باید جستوجو کرد.
این صندوقها شامل «VanEck Morningstar Developed Markets Dividend Leaders ETF» با تمرکز بر شرکتهای بازارهای توسعهیافته دارای سود تقسیمی بالا، «iShares STOXX Global Select Dividend ۱۰۰ UCITS ETF» با سرمایهگذاری در شرکتهای جهانی دارای بازده سود نقدی بالا و «First Trust Global Equity Income UCITS ETF» با تمرکز بر سهام درآمدمحور و سودده هستند که گزینههای جذابی برای سرمایهگذاران محسوب میشوند.
تمرکز بالای شاخص مرجع
نخستین نکته آن است که خود شاخص جهانی سهام، با وجود ظاهر بسیار متنوع، در عمل تمرکز بالایی دارد. بر پایه دادههای رسمی اماسسیآی، شاخص جهانی سهام شرکتهای بزرگ و متوسط ۲۳ بازار توسعهیافته را دربر میگیرد و حدود ۸۵ درصد ارزش بازار شناور آزاد هر کشور را پوشش میدهد، اما در عین حال وزن ایالات متحده در این شاخص به ۷۳٫۵۷ درصد میرسد.
همچنین بخش فناوری اطلاعات ۲۴٫۹۰ درصد از وزن شاخص را تشکیل میدهد. این ترکیب نشان میدهد شاخص جهانی سهام برخلاف تصور عمومی، بهشدت به چند بازار و چند صنعت خاص وابسته است. در نتیجه، هر صندوقی که این تمرکز را کاهش دهد، از همان ابتدا امکان بهبود نسبت ریسک به بازده را به دست میآورد.
کاهش تمرکز و اثر آن بر عملکرد
از همینجا میتوان نخستین دلیل عملکرد بهتر برخی صندوقها را توضیح داد: کاهش تمرکز. وقتی بخش بزرگی از شاخص به شرکتهای بزرگ آمریکایی و بهویژه سهام فناوری وابسته باشد، بازده آن نیز بیش از حد به عملکرد همان گروه محدود گره میخورد.
این وضعیت در دورههای صعودی میتواند مزیت ایجاد کند، اما در دورههایی که بازار از سهام پررشد فاصله میگیرد یا فشار نرخ بهره بر ارزشگذاری این شرکتها اثر میگذارد، همین تمرکز به منبع نوسان تبدیل میشود. در مقابل، صندوقی که وزن بیشتری به صنایع دفاعیتر، شرکتهای بالغتر یا بازارهای کمتر متورم بدهد، میتواند افت کمتری را تجربه کند و در عین حال از مسیر باثباتتری بازده بسازد.
نقش شرکتهای باکیفیت
دومین عامل مهم، تمرکز بر شرکتهای باکیفیت است. صندوقهای مبتنی بر کیفیت معمولا شرکتهایی را برمیگزینند که سودآوری باثباتتری دارند، جریان نقدی آنها قابل اتکاتر است، بدهی کمتری دارند و توان بیشتری برای حفظ عملکرد خود در دورههای دشوار اقتصادی نشان میدهند. از نظر منطقی، چنین شرکتهایی کمتر در معرض افتهای هیجانی قرار میگیرند، زیرا ارزش آنها تنها به انتظار رشد آینده وابسته نیست، بلکه بر پایه توان واقعی در ایجاد سود و نقدینگی استوار است.
یک پژوهش دانشگاهی درباره صندوقهای عاملمحور نیز نشان میدهد تفاوت در مواجهه با عوامل، کیفیت پیگیری شاخص و عملکرد تعدیلشده با ریسک، از عوامل اصلی تمایز این صندوقها از شاخصهای سنتی است. این نتیجه بهخوبی توضیح میدهد که چرا صندوقهای کیفیتمحور در برخی دورهها میتوانند هم بازده بهتر و هم ثبات بیشتری داشته باشند.
اهمیت سود تقسیمی
سومین دلیل، نقش سود تقسیمی در ساختن بازدهی پایدارتر است. صندوقهای سودمحور معمولا به سراغ شرکتهایی میروند که سابقه پرداخت منظم سود نقدی دارند. این شرکتها اغلب در مرحله بلوغ قرار دارند، مدل کسبوکار تثبیتشدهتری دارند و از جریان نقدی باثباتتری برخوردارند. در چنین ساختاری، بخشی از بازده سرمایهگذار نه از محل رشد قیمت، بلکه از محل سود نقدی تأمین میشود.
این ویژگی بهویژه در دورههای پرنوسان اهمیت پیدا میکند، زیرا فشار ناشی از افت قیمت سهام را تا حدی جبران میکند. به بیان دیگر، صندوق سودمحور فقط به افزایش ارزش بازار وابسته نیست، بلکه از یک منبع بازدهی دوم نیز بهره میبرد. همین مسئله میتواند یکی از دلایل اصلی ثبت نوسان کمتر در کنار بازده مناسب باشد.
تفاوت در منطق انتخاب سهام
چهارمین عامل، تفاوت در منطق انتخاب سهام است. شاخص جهانی سهام بهطور کلی بر پایه ارزش بازار شرکتها وزندهی میشود؛ یعنی هرچه شرکت بزرگتر باشد، سهم بیشتری در شاخص خواهد داشت. اما صندوقهای برتر معمولاً به این منطق بسنده نمیکنند و سهام را با فیلترهایی مانند کیفیت مالی، پایداری سود، نوسان کمتر یا توان تقسیم سود انتخاب میکنند.
در نتیجه، این صندوقها لزوماً تصویر کامل بازار را تکرار نمیکنند، بلکه نسخهای پالایششده از بازار را در اختیار سرمایهگذار میگذارند. اگر این پالایش بر اساس معیارهای درست انجام شود، حاصل آن میتواند سبدی باشد که هم در برابر افتهای بازار مقاومتر است و هم در دورههای عادی بازده رقابتی تولید میکند.
اثر شرایط دورهای بازار
پنجمین دلیل، شرایط دورهای بازار است. برتری صندوقهای جهانی نسبت به شاخص مرجع همیشه ناشی از برتری ذاتی یک راهبرد نیست، بلکه گاه نتیجه همزمانی آن راهبرد با شرایط بازار است.
از این رو زمانی که بازار از سهام بسیار پررشد فاصله میگیرد و به سمت سهام ارزندهتر، دفاعیتر یا دارای جریان نقدی باثباتتر متمایل میشود، صندوقهای کیفیتمحور و سودمحور شانس بیشتری برای پیشی گرفتن از شاخص پیدا میکنند. به همین دلیل، عملکرد بهتر این صندوقها را باید محصول ترکیب درست راهبرد با محیط بازار دانست، نه نشانهای از بیاعتباری شاخص مرجع.
نوسان شاخص و منطق برتری صندوقها
در این میان، دادههای اماسسیآی نیز نشان میدهد که شاخص جهانی سهام خالی از نوسان نیست. بر پایه فکتشیت این شاخص، نوسان سالانهشده آن در دوره سهساله ۱۶٫۵۹ درصد و در دوره پنجساله ۱۷٫۹۳ درصد بوده است. بنابراین، اگر صندوقی بتواند با کاهش تمرکز، افزایش وزن شرکتهای سودده و باکیفیت، و حذف بخشی از سهام پرریسکتر، این سطح از نوسان را پایین بیاورد، از نظر تحلیلی کاملا قابل انتظار است که نسبت ریسک به بازده آن از شاخص بهتر شود.
در عین حال، باید با احتیاط نتیجهگیری کرد. بهتر بودن عملکرد در یک دوره زمانی مشخص، لزوما به معنای برتری همیشگی نیست. همان عواملی که امروز به نفع صندوقهای سودمحور یا کیفیتمحور عمل میکنند، ممکن است در دورهای دیگر به سود صندوقهای رشدمحور یا شاخصهای بازارمحور تمام شوند. افزون بر این، هزینه مدیریت، میزان تمرکز سبد، نقدشوندگی و شیوه بازتنظیم پرتفوی نیز بر نتیجه نهایی اثر میگذارد.
با توجه به این ملاحظهها، یک جمعبندی روشن به دست میآید: اگر سه صندوق سهامی جهانی در یک دوره توانستهاند از شاخص مرجع جلو بزنند، این موفقیت به احتمال زیاد ناشی از سه عامل اصلی بوده است؛ فاصله گرفتن از تمرکز سنگین شاخص بر آمریکا و فناوری، تکیه بر شرکتهای سودده و باکیفیت، و استفاده از روش گزینش سهام بهجای پیروی صرف از وزن بازار. در نتیجه، عملکرد بهتر این صندوقها را باید حاصل طراحی دقیقتر سبد سرمایهگذاری و نه یک استثنای غیرقابل توضیح دانست.