2
آخرین خبرها
چهارشنبه 19 فروردين 1405


نقدینه - جهش قیمت نفت و افزایش نااطمینانی اقتصادی همزمان با بحران ژئوپلیتیک اخیر، موجب تضعیف نسبی دلار و تقویت یورو و در نتیجه بالا رفتن نرخ برابری یورو به دلار شد.


به گزارش پایگاه خبری نقدینه ، تحولات اخیر در بازارهای جهانی همزمان با یک بحران ژئوپلیتیک (جنگ رمضان) و جهش کم‌سابقه قیمت انرژی، توجه تحلیلگران را به تغییرات بازار ارز جلب کرده است. در پی اختلال در عرضه نفت با بسته شدن تنگه هرمز و افزایش شدید قیمت انرژی، نرخ برابری یورو به دلار از محدوده ۱.۱۵ در اواخر اسفند به حدود ۱.۱۷ در نیمه فروردین افزایش یافت؛ حرکتی که به معنای تضعیف نسبی دلار در برابر یورو تلقی می‌شود. هرچند دامنه این تغییر در مقیاس تاریخی بازار ارز چندان بزرگ نیست، اما در شرایطی رخ داده که شوک انرژی و افزایش نااطمینانی نسبت به مسیر سیاست‌های پولی و رشد اقتصادی در اقتصادهای بزرگ، انتظارات سرمایه‌گذاران را دستخوش تغییر کرده است. در چنین فضایی، بررسی پیوند میان شوک انرژی، سیاست‌های پولی و جریان سرمایه می‌تواند به درک بهتر دلایل تقویت نسبی یورو و تضعیف دلار در این مقطع کمک کند.

نمودار زیر تغییرات روزانه جفت‌ارز یورو به دلار را نشان می‌دهد.

تضعیف دلار در بازار جهانی

 

اثر شوک ژئوپلیتیک و جهش قیمت انرژی بر برابری یورو–دلار

شوک‌های ژئوپلیتیک بزرگ، به‌ویژه زمانی که با اختلال در عرضه انرژی همراه شوند، می‌توانند به‌طور هم‌زمان چند بازار کلیدی شامل نفت، اوراق بدهی، تورم و ارزهای بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهند. در بحران اخیر که با درگیری نظامی ۳۸ روزه و اختلال موقت در تردد انرژی از تنگه هرمز همراه بود، بازار نفت با جهشی کم‌سابقه مواجه شد. بر اساس داده‌های موجود، قیمت نفت وست‌تگزاس اینترمدیت از حدود ۶۵ دلار به محدوده ۱۱۵ دلار و نفت برنت از حدود ۷۰ دلار به نزدیک ۱۲۰ دلار رسید. این افزایش بیش از ۷۰ درصدی در مدت کوتاه، یک شوک عرضه قابل توجه در بازار جهانی انرژی محسوب می‌شود.

همزمان با این تحولات، نرخ برابری یورو به دلار نیز از حدود ۱.۱۵ در اواخر اسفند به محدوده ۱.۱۷ در نیمه فروردین افزایش یافت. هرچند این تغییر در مقیاس تاریخی بازار ارز نسبتاً محدود است، اما در بستر یک بحران ژئوپلیتیک و جهش قیمت انرژی، می‌تواند نشانه‌ای از تغییرات کوتاه‌مدت در انتظارات بازار نسبت به سیاست‌های پولی و چشم‌انداز اقتصادی اقتصادهای بزرگ باشد.

شوک انرژی و انتقال آن به اقتصاد جهانی

افزایش ناگهانی قیمت نفت معمولاً از چند مسیر به اقتصاد جهانی منتقل می‌شود. نخست، افزایش هزینه سوخت و حمل‌ونقل است که به سرعت در زنجیره تولید کالا و خدمات منعکس می‌شود. دوم، افزایش هزینه تولید در صنایع انرژی‌بر مانند پتروشیمی، فلزات و حمل‌ونقل است. سوم، افزایش هزینه مواد غذایی به دلیل بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل و تولید کشاورزی. مجموع این عوامل می‌تواند به افزایش تورم جهانی منجر شود.

از منظر کلان، شوک‌های نفتی اغلب به کاهش رشد اقتصادی نیز منجر می‌شوند، زیرا افزایش هزینه انرژی قدرت خرید مصرف‌کنندگان و حاشیه سود بنگاه‌ها را کاهش می‌دهد. به همین دلیل شوک‌های انرژی معمولاً اقتصادها را با ترکیبی از تورم بالاتر و رشد اقتصادی پایین‌تر مواجه می‌کنند؛ وضعیتی که در ادبیات اقتصادی به «ریسک رکود تورمی» نزدیک است.

پیامدهای سیاست پولی در ایالات متحده

افزایش تورم ناشی از انرژی، سیاست‌گذاران پولی را با یک معضل کلاسیک مواجه می‌کند. در شرایطی که تورم افزایش می‌یابد، واکنش استاندارد بانک‌های مرکزی افزایش نرخ بهره برای مهار تقاضا و کنترل قیمت‌ها است. با این حال، در اقتصادی مانند ایالات متحده که حجم بدهی دولت بسیار بالاست، افزایش نرخ بهره می‌تواند هزینه بهره بدهی را افزایش دهد و فشار بیشتری بر بودجه عمومی وارد کند.

در نتیجه، بازارهای مالی ممکن است درباره مسیر آینده سیاست پولی دچار عدم قطعیت شوند. اگر فعالان بازار تصور کنند که بانک مرکزی برای جلوگیری از فشار بر اقتصاد یا سیستم مالی، در افزایش نرخ بهره محتاط‌تر عمل خواهد کرد، این انتظارات می‌تواند بر ارزش ارز ملی اثر بگذارد.

تفاوت ساختار اقتصادی آمریکا و اروپا در شوک انرژی

یکی از عوامل مهم در تحلیل واکنش ارزها به شوک‌های انرژی، تفاوت ساختار اقتصادی کشورها است. ایالات متحده در سال‌های اخیر به یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان تبدیل شده است و بخشی از افزایش قیمت انرژی می‌تواند به بهبود درآمد بخش انرژی این کشور منجر شود. در مقابل، بسیاری از اقتصادهای اروپایی همچنان وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند و افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند فشار بیشتری بر تراز تجاری و تورم آنها وارد کند.

با این حال، واکنش بازار ارز تنها به این عامل محدود نمی‌شود. تفاوت در مسیر سیاست پولی، وضعیت رشد اقتصادی، جریان سرمایه در بازار اوراق بدهی و انتظارات سرمایه‌گذاران درباره آینده اقتصاد نیز نقش تعیین‌کننده دارند.

نقش بازارهای مالی و جریان سرمایه

بازار ارز در عمل بازتابی از جریان سرمایه جهانی است. سرمایه‌گذاران بین‌المللی هنگام بروز بحران‌ها دارایی‌هایی را ترجیح می‌دهند که نقدشوندگی بالا، ریسک پایین و بازار عمیق داشته باشند. در بسیاری از بحران‌های گذشته، این ویژگی‌ها باعث شده است که دلار آمریکا به‌عنوان دارایی امن تقویت شود.

با این حال، اگر در یک بحران خاص انتظارات بازار درباره رشد اقتصادی آمریکا یا مسیر نرخ بهره تغییر کند، ممکن است بخشی از سرمایه‌ها به سمت سایر ارزهای اصلی مانند یورو حرکت کند. همچنین افزایش قیمت انرژی می‌تواند جریان‌های مالی مرتبط با درآمد کشورهای صادرکننده نفت را تغییر دهد و در کوتاه‌مدت بر توزیع سرمایه در بازارهای مالی اثر بگذارد.

تفسیر حرکت اخیر در نرخ برابری یورو و دلار

افزایش نرخ یورو از ۱.۱۵ به حدود ۱.۱۷ در بازه کوتاه زمانی را می‌توان بیشتر به‌عنوان یک تعدیل کوتاه‌مدت در انتظارات بازار تفسیر کرد تا یک تغییر ساختاری در نظام پولی بین‌المللی. در بازار ارز، چنین حرکاتی ممکن است در نتیجه ترکیبی از عوامل از جمله بازبینی پیش‌بینی‌های نرخ بهره، تغییر در ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران و جابه‌جایی کوتاه‌مدت جریان سرمایه رخ دهد.

بنابراین، برای نتیجه‌گیری درباره تغییرات بلندمدت در موقعیت دلار در نظام مالی جهانی، به داده‌های گسترده‌تر و روندهای پایدارتر نیاز است؛ از جمله تغییر در سهم دلار در ذخایر ارزی جهان، تحول در ساختار تجارت انرژی یا کاهش نقش دلار در بازارهای مالی بین‌المللی.

شوک انرژی ناشی از اختلال در عرضه نفت می‌تواند اثرات چندلایه‌ای بر اقتصاد جهانی و بازارهای مالی داشته باشد. جهش قیمت نفت احتمال افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی را بالا می‌برد و در نتیجه مسیر سیاست پولی بانک‌های مرکزی را با عدم قطعیت مواجه می‌کند. تغییرات اخیر در نرخ برابری یورو و دلار را می‌توان در چارچوب این فضای عدم قطعیت و بازنگری انتظارات بازار تحلیل کرد. با این حال، دامنه این تغییرات در حال حاضر محدود است و برای نتیجه‌گیری درباره تغییرات ساختاری در جایگاه دلار در نظام مالی جهانی هنوز شواهد کافی وجود ندارد.

<###dynamic-0###>

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری نقدینه است.