نرخ سود در دوراهی دلار و تورم؛ بانک مرکزی چه میکند؟
نقدینه - رشد ارز و طلا کنار تورم بالا، سیاستگذار را دوباره با یک سؤال جدی روبهرو کرده است؛ نرخ سود چه میشود؟
به گزارش پایگاه خبری نقدینه ، بازار ارز و طلا در شرایطی با افزایش قیمت و نوسان روبهروست که تورم همچنان یکی از اصلیترین دغدغههای اقتصاد ایران است، در چنین شرایطی، هر بار که قیمت دلار و طلا بالا میرود، بحث بر سر این موضوع دوباره داغ میشود که آیا سیاستگذار پولی باید برای جذابتر کردن سپردههای بانکی، نرخ سود را تغییر دهد یا نه.
مسئله اما فقط یک عدد روی تابلوی بانکها نیست، نرخ سود، در اقتصادی که تورم بالاست، مستقیماً با تصمیم صاحبان نقدینگی درباره نگهداری ریال یا خرید داراییهایی مانند ارز و طلا ارتباط پیدا میکند.
وقتی سود بانکی از تورم عقب میماند
نرخ سود سپردههای بانکی در محدوده 20.5 تا 22.5 درصد قرار دارد؛ نرخی که در مقایسه با تورم، بازده واقعی چندان جذابی برای سپردهگذار ایجاد نمیکند. وقتی بازده اسمی سپرده از کاهش قدرت خرید پول عقب میماند، طبیعی است که بخشی از صاحبان نقدینگی بهدنبال داراییهایی بروند که از نگاه آنها امکان حفظ ارزش بیشتری دارد،
البته نمیتوان تمام تقاضای ارز و طلا را به پایین بودن نرخ سود نسبت داد؛ انتظارات تورمی، وضعیت بازار ارز، نااطمینانی اقتصادی، کسری بودجه و شرایط سیاسی و خارجی هم در تصمیم صاحبان پول نقش دارند، اما نرخ سود پایین در چنین فضایی میتواند انگیزه نگهداری ریال را کاهش دهد،
اینجاست که سیاستگذار با یک سؤال جدی مواجه میشود؛ آیا در شرایط فعلی باید برای افزایش جذابیت سپردههای بانکی، نرخ سود را بالا برد؟
همتی: فعلاً خبری از تغییر نرخ سود نیست
موضع بانک مرکزی در زمان حاضر روشن است، عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، اخیراً اعلام کرده است که این بانک در کوتاهمدت برنامهای برای تغییر نرخ سود بانکی ندارد.
همتی در توضیح این تصمیم گفته است: افزایش نرخ سود در شرایط فعلی الزاماتی دارد که فراهم نیست و با توجه به ناترازی بخش قابلتوجهی از بانکها، نمیتوان از این ابزار بهشکل کلاسیک برای کنترل تورم استفاده کرد.
بهگفته او؛ موضوع تغییر نرخ سود فعلاً در حد مطالعه و بررسی است و بانک مرکزی در کوتاهمدت قصد تغییر آن را ندارد.
این استدلال از یک واقعیت مهم در شبکه بانکی ایران ناشی میشود؛ افزایش نرخ سود الزاماً بهمعنای افزایش قدرت سیاست پولی نیست. اگر بانکهای ناتراز برای جذب منابع مجبور شوند سود بیشتری بپردازند، هزینه تأمین منابع آنها بالا میرود و در صورت نبود درآمد متناسب، فشار بیشتری به ترازنامه بانکها وارد میشود،
بنابراین بانک مرکزی نمیتواند بدون توجه به وضعیت بانکها صرفاً با افزایش نرخ سود، انتظار داشته باشد که هم تورم کاهش پیدا کند و هم بازار ارز آرام شود.
اما یک سؤال همچنان روی میز است
با وجود این ملاحظات، مسئله دیگری هم وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. اگر سپردهگذار با نگهداری ریال احساس کند بازدهی سپرده بانکی فاصله زیادی با تورم دارد، چرا باید پول خود را برای مدت طولانی در بانک نگه دارد؟
پاسخ این سؤال فقط اقتصادی نیست، بلکه به انتظارات مردم هم مربوط میشود. وقتی صاحبان نقدینگی تصور کنند قدرت خرید ریال در ماههای آینده کاهش خواهد یافت، حتی بدون آنکه قصد سفتهبازی داشته باشند، ممکن است بخشی از دارایی خود را به ارز، طلا یا سایر داراییها منتقل کنند،
به همین دلیل، نرخ سود اگرچه ابزار کافی برای مهار تورم نیست، اما نمیتوان اثر را آن بر رفتار نقدینگی نیز نادیده گرفت.
افزایش سود؛ راهحل یا انتقال مشکل؟
افزایش نرخ سود میتواند در شرایطی جذابیت سپردهگذاری را بیشتر کند و بخشی از تقاضای سرمایهای برای ارز و طلا را کاهش دهد؛ اما این سیاست یک شمشیر دولبه است.
از یک سو، نرخ سود بالاتر میتواند تقاضا برای داراییهای جایگزین را کاهش دهد؛ از سوی دیگر، اگر این افزایش بدون اصلاح ناترازی بانکها انجام شود، هزینه تجهیز منابع را بالا میبرد و میتواند فشار بیشتری بر شبکه بانکی وارد کند،
به همین دلیل، مسئله اصلی شاید دیگر «افزایش یا عدمافزایش نرخ سود» نباشد؛ بلکه این باشد که آیا ساختار بانکی و سیاست پولی کشور ظرفیت اجرای چنین تغییری را دارد یا خیر.
نرخ سود بهتنهایی بازار ارز را آرام نمیکند
حتی اگر نرخ سود افزایش پیدا کند، نمیتوان انتظار داشت که بهتنهایی روند بازار ارز تغییر کند،
رشد نقدینگی، کسری بودجه، ناترازی بانکها و انتظارات تورمی عواملی هستند که همزمان بر ارزش پول ملی اثر میگذارند. اگر این متغیرها اصلاح نشوند، افزایش نرخ سود ممکن است تنها بخشی از نقدینگی را برای مدتی در شبکه بانکی نگه دارد، بدون آنکه ریشه تقاضای ارز از بین برود،
از همین زاویه، تأکید همتی بر ناترازی بانکها قابلتوجه است؛ چراکه اگر قرار باشد سیاست نرخ سود دوباره فعال شود، ابتدا باید مشخص شود شبکه بانکی تا چهاندازه توان تحمل افزایش هزینه منابع را دارد.
نسخه سیاستی، نه یک تصمیم تکبعدی
در چنین شرایطی، شاید راهکار قابلاجرا نه افزایش جهشی نرخ سود و نه بیتوجهی کامل به آن باشد.
بانک مرکزی میتواند بهجای یکسانسازی و افزایش عمومی نرخها، بهسمت اصلاح تدریجی و هدفمند حرکت کند؛ بهویژه در سپردههای بلندمدت، بهگونهای که ماندگاری منابع در شبکه بانکی افزایش پیدا کند، بدون آنکه رقابت مخرب بانکها برای جذب سپرده تشدید شود.
همزمان، کنترل رشد ترازنامه بانکها، کاهش اضافهبرداشت، مدیریت نقدینگی و استفاده مؤثرتر از عملیات بازار باز و نرخ سود بینبانکی اهمیت بیشتری پیدا میکند،
در واقع، اگر بانک مرکزی معتقد است نرخ سود فعلاً ابزار مناسبی برای شرایط فعلی نیست، باید ابزارهای جایگزین بتوانند بخشی از همان هدف را دنبال کنند؛ یعنی کاهش فشار تورمی و افزایش اعتماد به نگهداری ریال.
بازار منتظر یک سیگنال روشن است
در نهایت، مسئله بازار فقط این نیست که نرخ سود چند درصد باشد. فعالان اقتصادی بیش از هر چیز به مسیر سیاستگذاری نگاه میکنند.
اگر سیاست ارزی، پولی و بانکی در یک مسیر مشخص حرکت کند و بازار بتواند آینده این سیاستها را پیشبینی کند، بخشی از تقاضای احتیاطی برای ارز و طلا نیز میتواند کاهش پیدا کند، اما اگر هر کدام از این سیاستها جدا از دیگری اجرا شود، اثرگذاری آنها محدود خواهد بود.
موضع فعلی بانک مرکزی، دستکم بر اساس اظهارات چند هفته قبل همتی، حفظ نرخهای موجود و تمرکز بر اصلاحات دیگر است، با این حال، تداوم فاصله میان بازده سپردههای بانکی و تورم، مسئلهای نیست که بتوان برای مدت طولانی از کنار آن عبور کرد.
در شرایطی که مردم میان نگهداری ریال، خرید ارز یا طلا تصمیم میگیرند، نرخ سود فقط یک ابزار پولی نیست؛ بخشی از معادله اعتماد به پول ملی است، بنابراین حتی اگر افزایش نرخ سود در کوتاهمدت در دستور کار بانک مرکزی نباشد، بازنگری در ساختار نرخها و نسبت آن با تورم، دیر یا زود دوباره به یکی از مباحث اصلی سیاست پولی تبدیل خواهد شد.