650 میلیون حساب بانکی زیر ذرهبین؛ «حسام» در راه است
نقدینه - بانک مرکزی با سامانه حسام بهدنبال بستن مسیر سوءاستفاده از حسابهای مازاد است.
به گزارش پایگاه خبری نقدینه ، سالهاست در نظام بانکی ایران، پدیدهای به ظاهر ساده اما در عمل پرهزینه و پرریسک شکل گرفته است؛ انباشت میلیونها حساب بانکی که بسیاری از آنها یا فراموش شدهاند، یا مدتهاست استفادهای از آنها نمیشود، یا صاحبانشان حتی نمیدانند در کدام بانکها چه حسابهایی به نامشان فعال مانده است. حالا بانک مرکزی با ابلاغ بخشنامه ضوابط اجرایی ناظر بر الزامات افتتاح و نگهداری حسابهای سپرده ریالی اشخاص حقیقی در مؤسسات اعتباری، تلاش دارد این وضعیت را از حالت پراکنده، سنتی و شعبهمحور خارج کند و با راهاندازی سامانه «حسام»، مدیریت حسابهای مازاد را به یک فرایند غیرحضوری، متمرکز و قابل پیگیری تبدیل کند.
هدف اعلامی این بخشنامه، اصلاح و تسهیل مدیریت حسابهای مازاد اشخاص است؛ اما اهمیت آن فقط در سادهتر شدن بستن حسابهای بلااستفاده خلاصه نمیشود. مسئله اصلی این است که حساب بانکی، برخلاف تصور عمومی، صرفاً یک ابزار ساده برای نگهداری پول نیست. هر حساب فعال میتواند به نام صاحب خود تراکنش بگیرد، در نظام مالیاتی رد بگذارد، در ارزیابی سطح رفاهی فرد اثر بگذارد، در پروندههای قضایی موضوعیت پیدا کند و حتی در صورت سوءاستفاده دیگران، صاحب حساب را درگیر پاسخگوییهای سنگین حقوقی و مالی کند. از همین زاویه، سامانه حسام را باید نه فقط یک پروژه بانکی، بلکه بخشی از سیاست جدید بانک مرکزی برای کاهش ریسکهای پنهان در شبکه پولی کشور دانست.
چرا حسابهای مازاد به مسئله تبدیل شدند؟
در حال حاضر، تعداد حسابهای سپرده بانکی فعال نزد شبکه بانکی حدود 650 میلیون حساب اعلام شده است؛ عددی بسیار بزرگ که نشان میدهد در طول سالهای گذشته، افتتاح حساب بسیار آسانتر از مدیریت، پایش و بستن حساب بوده است. هر شخص حقیقی ایرانی بالای 18 سال به طور متوسط حدود 10 حساب سپرده بانکی دارد، در حالی که بررسیها نشان میدهد اغلب افراد در زندگی روزمره خود حداکثر از دو یا سه حساب به صورت مستمر استفاده میکنند. باقی حسابها یا کاملاً بلااستفادهاند، یا در حاشیه زندگی مالی فرد ماندهاند و به مرور از ذهن او پاک شدهاند.
این وضعیت از چند مسیر شکل گرفته است. بخشی از حسابها در سالهای گذشته برای دریافت حقوق، یارانه، سود سهام، تسهیلات، ضمانت، کارتهای بانکی، طرحهای فروش، خدمات دانشگاهی، بیمهای یا حتی افتتاح حسابهای مقطعی در بانکهای مختلف ایجاد شدهاند. در بسیاری از موارد، فرد پس از پایان نیاز اولیه، حساب را نبسته و بانک نیز الزام مؤثری برای تعیین تکلیف آن نداشته است. نتیجه چنین روندی، شکلگیری لایهای عظیم از حسابهای کمتحرک، راکد یا فراموششده در شبکه بانکی است؛ حسابهایی که شاید برای صاحبشان بیاهمیت به نظر برسند، اما از نگاه ناظر پولی، میتوانند به نقاط آسیبپذیر نظام مالی تبدیل شوند.
نکته مهم این است که منظور بانک مرکزی از حسابهای موضوع این طرح، سپردههای سرمایهگذاری مدتدار یا کوتاهمدت ویژه نیست، بلکه حسابهایی است که قابلیت دریافت و پرداختهای متعدد دارند؛ یعنی همان حسابهایی که میتوانند در جریان نقلوانتقال پول مورد استفاده قرار گیرند و در صورت نبود نظارت کافی، به بستری برای تراکنشهای مشکوک، اجاره حساب، پولشویی یا پنهانسازی منشأ وجوه تبدیل شوند.
حسام چه کاری قرار است انجام دهد؟
بانک مرکزی با راهاندازی سامانه حسام میخواهد امکان مشاهده و مدیریت یکپارچه حسابهای بانکی را برای مردم فراهم کند. بر اساس آنچه اعلام شده، شهروندان میتوانند از طریق یک درگاه غیرحضوری و اینترنتی، تمامی حسابهای خود در شبکه بانکی را مشاهده کنند؛ از حسابهای کوتاهمدت و بلندمدت گرفته تا قرضالحسنه، جاری، تجاری و غیرتجاری. فرد پس از مشاهده این فهرست، میتواند حسابهایی را که همچنان به آنها نیاز دارد حفظ کند و برای حسابهایی که مازاد تشخیص میدهد، درخواست بستن حساب را ثبت کند.
مزیت اصلی این سازوکار در غیرحضوری بودن آن است. تا پیش از این، اگر فردی میخواست حسابی را ببندد، معمولاً باید به شعبه بانک مربوطه مراجعه میکرد؛ آن هم در شرایطی که ممکن بود اصلاً نداند حساب در کدام شعبه افتتاح شده، چه وضعیتی دارد، آیا ماندهای در آن باقی مانده یا نه، و برای بستن آن باید چه مدارکی ارائه دهد. همین پیچیدگی اداری باعث شده بود بسیاری از مردم، حتی اگر میدانستند چند حساب بلااستفاده دارند، از خیر بستن آنها بگذرند.
حسام قرار است این اصطکاک را کم کند. پس از ثبت درخواست بستن حساب مازاد، درخواست به بانک مربوطه ارسال میشود و اگر مانعی برای انسداد حساب وجود نداشته باشد، بانک آن را میبندد. مانده احتمالی حساب نیز به حسابی که فرد تعیین کرده واریز خواهد شد. به بیان سادهتر، شهروند میتواند بدون مراجعه حضوری، هم حسابهای خود را ببیند، هم درباره نگهداری یا حذف آنها تصمیم بگیرد و هم ماندههای خرد و پراکنده را به حسابی در دسترس و دارای ابزار پرداخت منتقل کند.
بستن حساب مازاد فقط یک کار اداری نیست
در نگاه اول، ممکن است بستن چند حساب بانکی بلااستفاده اقدامی اداری و کماهمیت به نظر برسد، اما از منظر کارشناسی پولی و بانکی، این اقدام چند اثر مهم دارد. نخستین اثر، کاهش سطح ریسک عملیاتی و حقوقی برای خود مردم است. هر حسابی که فعال باقی میماند، حتی اگر صاحب آن از حساب استفاده نکند، همچنان یک شناسه مالی معتبر در شبکه بانکی محسوب میشود. اگر به هر دلیل دسترسی به آن حساب، کارت بانکی، رمزها، سیمکارت متصل به خدمات بانکی یا اطلاعات هویتی فرد در اختیار دیگری قرار گیرد، امکان سوءاستفاده از آن وجود دارد.
در پروندههای قضایی مختلف دیده شده که افراد مدعی شدهاند از حساب آنها بدون اطلاعشان استفاده شده و تراکنشهایی به نامشان ثبت شده است. اینجاست که حساب فراموششده، ناگهان از یک موضوع بیاهمیت به یک دردسر جدی تبدیل میشود. صاحب حساب باید توضیح دهد چرا تراکنش انجام شده، منشأ پول چه بوده، مقصد وجوه کجا بوده و چه نسبتی با اشخاص دریافتکننده یا پرداختکننده داشته است. حتی اگر در نهایت بیگناهی فرد اثبات شود، مسیر رسیدگی میتواند زمانبر، پرهزینه و فرساینده باشد.
از این زاویه، بستن حسابهای مازاد نوعی پیشگیری مالی و حقوقی است. همانطور که افراد برای حفاظت از دارایی خود رمز کارت را در اختیار دیگران نمیگذارند، باید نسبت به حسابهایی که دیگر از آنها استفاده نمیکنند نیز حساس باشند. حسابی که نیازی به آن نیست، اگر بسته نشود، در بهترین حالت بیاستفاده میماند و در بدترین حالت میتواند به نام صاحبش مسئلهساز شود.
ریسک مالیاتی حسابهای فراموششده
یکی از ابعاد مهم این طرح، آثار مالیاتی حسابهای متعدد است. در سالهای اخیر، دادههای بانکی در نظام مالیاتی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند و تراکنشها میتوانند در تحلیل فعالیت اقتصادی اشخاص مورد توجه قرار گیرند. وقتی فردی چندین حساب دارد که از برخی از آنها استفاده نمیکند، اما به هر دلیل تراکنشهایی در آن حسابها انجام میشود، ممکن است مسئولیت توضیح و پاسخگویی درباره این تراکنشها متوجه صاحب حساب شود.
مسئله اینجاست که ممکن است تراکنشها واقعاً متعلق به صاحب حساب نباشد. گاهی حساب در اختیار شخص ثالث قرار گرفته، گاهی کارت بانکی یا اطلاعات حساب در اختیار دیگری بوده، گاهی فرد از روی اعتماد یا ناآگاهی اجازه داده دیگران از حساب او استفاده کنند و گاهی نیز سوءاستفاده بدون اطلاع مستقیم صاحب حساب رخ داده است. اما در نهایت، آنچه در سامانههای رسمی ثبت میشود، گردش مالی به نام صاحب حساب است.
از منظر کارشناسی، هرچه تعداد حسابهای بلااستفاده و پراکنده بیشتر باشد، امکان شکلگیری چنین ابهامهایی هم بیشتر میشود. بنابراین سامانه حسام میتواند به کاهش «نویز مالی» در پرونده اقتصادی افراد کمک کند. وقتی فرد فقط حسابهایی را نگه دارد که واقعاً از آنها استفاده میکند، هم تصویر دقیقتری از وضعیت مالی او شکل میگیرد، هم احتمال تحمیل پاسخگویی بابت تراکنشهای نامرتبط کاهش مییابد.
اثر حسابهای مازاد بر ارزیابی رفاهی مردم
حسابهای بانکی فقط در مالیات اثرگذار نیستند؛ در تعیین سطح رفاهی افراد نیز میتوانند نقش داشته باشند. بسیاری از سیاستهای حمایتی، یارانهای و رفاهی بر مبنای دادههای اقتصادی و مالی خانوارها طراحی میشوند. در چنین شرایطی، تراکنشهایی که به نام فرد انجام میشود، حتی اگر متعلق به او نباشد، ممکن است در ارزیابی توان مالی یا سطح رفاه او اثر بگذارد.
به همین دلیل، وجود حسابهای مازاد که در آنها تراکنشهای پراکنده یا نامرتبط انجام شده، میتواند تصویر نادرستی از وضعیت مالی فرد ایجاد کند. ممکن است شخصی واقعاً مشمول دریافت برخی کمکهزینهها یا حمایتها باشد، اما به دلیل گردشهایی که در حسابهای بلااستفاده یا در اختیار دیگران ثبت شده، در ارزیابیها فردی با توان مالی بالاتر تلقی شود. این موضوع از منظر عدالت رفاهی نیز اهمیت دارد؛ زیرا دقت دادههای مالی، مستقیماً بر کیفیت تصمیمگیریهای حمایتی اثر میگذارد.
ساماندهی حسابهای مازاد، اگر درست اجرا شود، میتواند به شفافتر شدن رابطه میان حساب بانکی، مالک واقعی پول و استفادهکننده واقعی از حساب کمک کند. این مسئله هم به نفع دولت و نهادهای تصمیمگیر است و هم به نفع شهروندانی که نمیخواهند به دلیل تراکنشهای نامرتبط، از حقوق رفاهی خود محروم شوند.
اجاره حساب؛ حلقه خطرناک اقتصاد زیرزمینی
یکی از مهمترین نگرانیهایی که بانک مرکزی در سالهای اخیر بارها نسبت به آن هشدار داده، پدیده اجاره حسابهای بانکی است. در این شیوه، افراد در برابر دریافت مبالغی اندک، حساب بانکی، کارت، رمزها و حتی سیمکارت خود را در اختیار دیگران قرار میدهند. در ظاهر، ممکن است این کار برای صاحب حساب یک درآمد ساده و بیدردسر به نظر برسد، اما در واقع او نام و هویت خود را به فعالیتی میدهد که نمیداند منشأ و مقصد پول در آن چیست.
مجرمان مالی، کلاهبرداران، شبکههای پولشویی و فعالان اقتصاد زیرزمینی دقیقاً به همین حسابها نیاز دارند؛ حسابهایی که به نام افراد واقعی است، اما کنترل عملی آن در اختیار اشخاص دیگری قرار دارد. این حسابها به آنان کمک میکند رد پول را پنهان کنند، تراکنشها را بین اشخاص متعدد پخش کنند و در صورت شناسایی، مسئولیت اولیه را متوجه صاحب حساب کنند
اجاره حساب در دورههایی که بازارها دچار بینظمی میشوند یا جریانهای غیرشفاف مالی افزایش پیدا میکند، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. در چنین شرایطی، حسابهای متعدد و کماستفاده مردم میتواند به منبعی آماده برای سوءاستفاده تبدیل شود. طرح بستن حسابهای مازاد، بهویژه اگر با آموزش عمومی و هشدارهای حقوقی همراه شود، میتواند بخشی از این زمینه سوءاستفاده را از بین ببرد. وقتی افراد بدانند حساب بلااستفاده نیز میتواند برایشان مسئولیتآور باشد، احتمال واگذاری یا رها کردن آن کمتر میشود.
چرا توصیههای قبلی بانک مرکزی کافی نبود؟
بانک مرکزی در سالهای گذشته بارها از طریق شبکه بانکی از مردم خواسته بود اگر به حسابی نیاز ندارند، آن را ببندند. با این حال، نتیجه چندان چشمگیر نبود. دلیل این ناکامی را باید در ترکیبی از بیاطلاعی مردم، پیچیدگی فرایندها، کمبود انگیزه و نبود یک ابزار متمرکز جستوجو کرد.
برای بسیاری از افراد، بستن حساب بانکی در اولویت نیست. تا زمانی که مشکلی پیش نیاید، حساب بلااستفاده دردسر محسوب نمیشود. از سوی دیگر، مراجعه حضوری به شعبه، پیدا کردن اطلاعات حساب، پیگیری مانده حساب، بررسی کارت یا خدمات متصل به آن و انجام مراحل اداری، همگی مانع اقدام داوطلبانه مردم میشوند. در واقع، مردم ممکن است اصل توصیه بانک مرکزی را بپذیرند، اما هزینه زمانی و اداری آن را بیش از فایده فوریاش بدانند.
حسام دقیقاً همین نقطه ضعف را هدف گرفته است. وقتی فرایند از شعبه به درگاه غیرحضوری منتقل شود و فرد بتواند در یک محیط متمرکز حسابهای خود را ببیند و درباره آنها تصمیم بگیرد، احتمال مشارکت عمومی افزایش مییابد. در سیاستگذاری مالی، فقط ابلاغ دستور کافی نیست؛ باید مسیر اجرای آن برای مردم ساده، کمهزینه و قابل اعتماد باشد. اگر سامانه حسام بتواند تجربه کاربری آسانی ارائه دهد، شانس موفقیت آن بسیار بیشتر از توصیههای پراکنده گذشته خواهد بود.
محدودیتهای قبلی و ضرورت ابزار جدید
بانک مرکزی پیش از این نیز برای کنترل رشد حسابهای بانکی اقداماتی انجام داده بود. از سال 1396 به شبکه بانکی ابلاغ شد که هر فرد در هر بانک از هر نوع حساب فقط یک حساب سپرده داشته باشد. در سال 1402 نیز محدودیتهایی برای مجموع حسابهای هر شخص در کل شبکه بانکی در نظر گرفته شد. این اقدامات توانستند تا حدی از رشد بیضابطه حسابهای جدید جلوگیری کنند، اما مسئله اصلی همچنان باقی ماند؛ انباشت حسابهایی که پیش از این افتتاح شده بودند و هنوز در شبکه بانکی فعال ماندهاند.
به بیان دیگر، مقررات محدودکننده افتتاح حساب برای آینده مفید است، اما برای گذشته کافی نیست. اگر میلیونها حساب از سالهای قبل فعال مانده باشند، سیاستگذار باید راهی برای تعیین تکلیف آنها داشته باشد. حسام از همین جهت اهمیت دارد؛ زیرا به جای تمرکز صرف بر جلوگیری از افتتاح حسابهای جدید، به مدیریت موجودی انباشته حسابهای قدیمی و مازاد میپردازد.
این تفاوت از نظر سیاستگذاری مهم است. بسیاری از مشکلات نظام بانکی فقط با وضع مقررات جدید حل نمیشوند، زیرا آثار تصمیمهای سالهای گذشته همچنان در شبکه باقی ماندهاند. سامانههایی مانند حسام میتوانند نقش ابزار اجرایی برای پاکسازی تدریجی این آثار را ایفا کنند.
چالش اعتماد عمومی به سامانه حسام
با وجود مزایای اعلامشده، موفقیت حسام قطعی و خودکار نیست. مهمترین شرط موفقیت آن، اعتماد عمومی است. مردم باید مطمئن باشند که مشاهده حسابها در این سامانه دقیق است، درخواستهایشان به درستی به بانکها منتقل میشود، مانده حسابها بدون خطا به حساب مقصد واریز میشود و اطلاعات بانکیشان در محیطی امن نگهداری خواهد شد.
هرگونه اختلال، تأخیر طولانی، مغایرت اطلاعاتی یا تجربه ناموفق در انتقال مانده میتواند اعتماد کاربران را کاهش دهد. از سوی دیگر، چون موضوع به دارایی و اطلاعات مالی مردم مربوط است، حساسیت افکار عمومی نسبت به امنیت، محرمانگی و صحت عملیات بسیار بالاست. بنابراین بانک مرکزی و شبکه بانکی باید پیش از فراگیر شدن سامانه، از آمادگی زیرساختی، امنیتی و عملیاتی آن اطمینان کافی داشته باشند.
از منظر کارشناسی، حسام نباید فقط یک درگاه ثبت درخواست باشد؛ بلکه باید یک تجربه کامل مدیریت حساب ارائه دهد. کاربر باید بداند کدام حساب فعال است، کدام حساب مانده دارد، کدام حساب ابزار پرداخت متصل دارد، آیا چک، تسهیلات، ضمانت، انسداد قضایی، تعهد بانکی یا محدودیت دیگری روی حساب وجود دارد یا نه. اگر این اطلاعات شفاف نباشد، ممکن است کاربر درخواست بستن حساب بدهد اما با پیامهای مبهم یا رد درخواست مواجه شود. چنین تجربهای میتواند مشارکت عمومی را کاهش دهد.
بانکها چقدر همراهی خواهند کرد؟
یکی دیگر از عوامل مهم، میزان همکاری بانکهاست. سامانه حسام زمانی مؤثر خواهد بود که همه بانکها و مؤسسات اعتباری اطلاعات حسابها را دقیق، بهروز و هماهنگ در اختیار سامانه قرار دهند و درخواستهای بستن حساب را در زمان مناسب پردازش کنند. اگر برخی بانکها در پاسخدهی کند عمل کنند، اطلاعات ناقص ارائه دهند یا فرایندهای داخلی خود را با سامانه هماهنگ نکنند، طرح از نگاه مردم ناکارآمد جلوه خواهد کرد.
البته از منظر بانکها، کاهش تعداد حسابهای کماستفاده میتواند هزینههای عملیاتی را نیز کم کند. نگهداری حساب، حتی اگر تراکنش زیادی نداشته باشد، برای بانک هزینه زیرساختی، نظارتی، امنیتی و پشتیبانی دارد. کاهش حسابهای مازاد میتواند کیفیت دادههای مشتریان را بهتر کند و تمرکز بانکها را روی حسابهای واقعی و فعال افزایش دهد. با این حال، برخی بانکها ممکن است در کوتاهمدت نسبت به کاهش تعداد حسابهای ثبتشده حساس باشند، زیرا در آمارهای مشتریان و حسابها اثر میگذارد. اینجاست که نقش نظارتی بانک مرکزی در الزام شبکه بانکی به اجرای کامل طرح اهمیت پیدا میکند.
نسبت حسام با مبارزه با پولشویی
یکی از کارکردهای مهم سامانه حسام، تقویت شفافیت مالی و کاهش ظرفیت سوءاستفاده از حسابهای بانکی در جرائمی مانند پولشویی و اخلال در بازارهاست. پولشویی معمولاً به شبکهای از حسابها، تراکنشهای خرد و پراکنده، جابهجاییهای غیرشفاف و استفاده از هویت اشخاص متعدد متکی است. هرچه تعداد حسابهای رهاشده، اجارهای یا کمنظارت بیشتر باشد، امکان پنهان کردن منشأ پول نیز بیشتر میشود.
با کاهش حسابهای مازاد، شبکه بانکی میتواند تصویری شفافتر از فعالیت مالی واقعی اشخاص داشته باشد. البته بستن حسابهای بلااستفاده به تنهایی برای مقابله با پولشویی کافی نیست، اما یک گام زیرساختی مهم است. مبارزه مؤثر با پولشویی نیازمند شناسایی ذینفع واقعی، پایش هوشمند تراکنشها، کنترل حسابهای تجاری و غیرتجاری، مقابله با حسابهای اجارهای و تبادل داده میان نهادهای مرتبط است. حسام میتواند در کنار این ابزارها، سطح آسیبپذیری شبکه بانکی را کاهش دهد.
در واقع، حساب مازاد مانند دری است که شاید سالها بسته به نظر برسد، اما اگر قفل و نظارتی روی آن نباشد، میتواند محل ورود ریسک شود. سیاست جدید بانک مرکزی تلاش میکند این درهای اضافی را یا به کنترل صاحب اصلی برگرداند یا برای همیشه ببندد.
مردم چه نفعی میبرند؟
برای مردم، نخستین منفعت حسام سادهسازی مدیریت مالی شخصی است. بسیاری از افراد نمیدانند در طول سالها چند حساب در بانکهای مختلف برایشان باقی مانده است. سامانهای که همه این حسابها را یکجا نمایش دهد، به آنان کمک میکند تصویر روشنتری از وضعیت بانکی خود داشته باشند. این شفافیت، مقدمه تصمیمگیری درست است.
منفعت دوم، کاهش ریسکهای حقوقی و مالیاتی است. فردی که حسابهای اضافی خود را میبندد، احتمال سوءاستفاده، تراکنشهای نامرتبط و پاسخگوییهای ناخواسته را کمتر میکند. منفعت سوم، تجمیع ماندههای پراکنده است. در بسیاری از حسابهای قدیمی، مبالغ خردی باقی مانده که به دلیل فراموشی یا دشواری مراجعه حضوری، عملاً بلااستفاده ماندهاند. انتقال این ماندهها به حسابهای در دسترس میتواند به نفع صاحب حساب باشد.
اما مهمتر از همه، این طرح میتواند فرهنگ تازهای در مدیریت حساب بانکی ایجاد کند. همانطور که مردم به مرور یاد گرفتهاند رمز کارت، اطلاعات هویتی و دسترسیهای دیجیتال خود را جدی بگیرند، حالا باید حساب بانکی را نیز بهعنوان یک دارایی همراه با مسئولیت بشناسند. حسابی که استفاده نمیشود، نباید بیدلیل باز بماند.
شرط موفقیت؛ اطلاعرسانی روشن و زبان ساده
یکی از ضعفهای همیشگی طرحهای بانکی، پیچیدگی زبان اطلاعرسانی است. اگر مردم ندانند چرا باید حسابهای مازاد خود را ببندند، چه خطراتی در انتظارشان است، سامانه چگونه کار میکند، کدام حسابها مشمول میشوند و در صورت بروز خطا چگونه باید پیگیری کنند، مشارکت گسترده شکل نمیگیرد.
بانک مرکزی و بانکها باید این طرح را با زبان ساده توضیح دهند. پیام اصلی باید روشن باشد: اگر حسابی دارید که از آن استفاده نمیکنید، آن را رها نکنید؛ یا نگه دارید و مسئولیتش را بپذیرید، یا از مسیر رسمی و غیرحضوری برای بستن آن اقدام کنید. همچنین لازم است تفاوت حسابهای معمولی با سپردههای سرمایهگذاری، وضعیت حسابهای دارای تعهد، حسابهای مشترک، حسابهای متصل به چک، تسهیلات یا خدمات بانکی به طور شفاف برای مردم توضیح داده شود.
در کنار اطلاعرسانی عمومی، هشدار درباره اجاره حساب نیز باید جدیتر دنبال شود. بسیاری از افرادی که حساب خود را در اختیار دیگران میگذارند، از عمق تبعات حقوقی آن آگاه نیستند. آنان تصور میکنند چون پول متعلق به خودشان نیست، مسئولیتی هم متوجه آنان نخواهد بود؛ در حالی که از منظر بانکی و قضایی، حساب به نام آنان است و نخستین مسیر پیگیری نیز به صاحب حساب میرسد.
حسام؛ شروع یک نظم تازه در شبکه بانکی؟
راهاندازی سامانه حسام را میتوان نشانه حرکت بانک مرکزی از توصیههای کلی به سمت ابزارهای اجرایی دانست. تا زمانی که مدیریت حسابهای مازاد به مراجعه حضوری، پیگیری پراکنده و تصمیم فردی بدون ابزار متمرکز وابسته بود، نمیشد انتظار تغییر بزرگ داشت. اما اکنون با ایجاد یک درگاه غیرحضوری، امکان آن فراهم شده که مردم به شکل عملی و ساده در ساماندهی حسابهای خود مشارکت کنند.
با این حال، نباید انتظار داشت صرف راهاندازی سامانه همه مسائل را حل کند. موفقیت این طرح به چند عامل وابسته است: دقت اطلاعات بانکی، همکاری کامل بانکها، امنیت سامانه، سرعت رسیدگی به درخواستها، اطلاعرسانی مؤثر، تجربه کاربری ساده و جدی گرفتن آموزش عمومی درباره ریسکهای حسابهای مازاد و اجارهای. اگر این شروط فراهم شود، حسام میتواند یکی از پروژههای مؤثر بانک مرکزی در کاهش ریسکهای پنهان شبکه بانکی باشد.
در نهایت، پیام اصلی این طرح برای شهروندان ساده اما مهم است: حساب بانکی بلااستفاده، بیخطر نیست. هر حسابی که به نام فرد فعال است، میتواند برای او آثار مالی، حقوقی، مالیاتی و رفاهی داشته باشد. سامانه حسام قرار است این امکان را فراهم کند که مردم پیش از آنکه حسابهای فراموششده برایشان دردسرساز شود، خودشان برای تعیین تکلیف آنها اقدام کنند. اگر این طرح با اجرای دقیق و همراهی مردم پیش برود، میتواند هم به نفع شهروندان باشد، هم به سود شبکه بانکی، و هم گامی مهم در مسیر شفافتر شدن جریان پول در اقتصاد کشور محسوب شود.