پس از حمله آمریکا و اسراییل به خاک کشورمان و افزایش نگرانیها نسبت به تبعات احتمالی آن، بیمه مرکزی مجوز ارائه پوشش جنگ را برای شرکتهای بیمه صادر کرد و به این ترتیب، بیمهنامههای جدیدی برای خودرو، منازل مسکونی و واحدهای تولیدی وارد بازار شد، با این حال، بررسیهای میدانی نشان میدهد ضریب نفوذ این بیمهنامهها هنوز پایین است و بسیاری از مردم آن را در سبد هزینهای خود قرار ندادهاند.
چرا استقبال کم است؟
واقعیت این است که حقبیمه پوشش جنگ بهدلیل ماهیت پرریسک آن، بالاتر از پوششهای عادی است. در بیمهگری، نرخگذاری بر اساس احتمال وقوع و شدت خسارت انجام میشود، وقتی شدت خسارت بالقوه بالا باشد، شرکت بیمه برای حفظ توانگری مالی خود ناچار است نرخ بالاتری تعیین کند، از سوی دیگر، شرکتهای بیمه برای این نوع ریسکها معمولاً نیازمند قراردادهای اتکایی هستند و هزینه بیمه اتکایی نیز در قیمت نهایی اثر میگذارد.
یک کارشناس ارشد بیمه در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: «در دنیا هم پوششهای جنگ جزو بیمههای خاص محسوب میشوند و بدون پشتوانه اتکایی بینالمللی ارائه آنها ممکن نیست. طبیعی است که نرخ این بیمهها از بیمههای رایج بیشتر باشد، اما باید توجه داشت که با یک ریسک عادی روبهرو نیستیم.»
محاسبه سادهای که نگاه را تغییر میدهد
اگر ارزش یک واحد مسکونی متوسط در شهرهای بزرگ را چندین میلیارد تومان در نظر بگیریم، حتی آسیب جزئی میتواند هزینهای سنگین به خانواده تحمیل کند، در چنین شرایطی، پرداخت درصدی از ارزش ملک بهعنوان حقبیمه سالانه، در واقع خرید «اطمینان مالی» است؛ اطمینانی که در صورت وقوع بحران میتواند مانع سقوط یک خانواده به ورطه بدهی و فقر شود.
در مورد خودرو نیز وضعیت مشابه است، افزایش قیمت خودرو در سالهای اخیر باعث شده است این دارایی برای بسیاری از خانوارها بخش قابلتوجهی از سرمایه آنها باشد. نبود پوشش جنگ بهمعنای پذیرش کامل ریسک از بین رفتن این دارایی است؛ ریسکی که در شرایط خاص میتواند تحقق یابد.
اهمیت حیاتی برای تولیدکنندگان
اما شاید مهمترین کارکرد بیمه جنگ در بخش تولید باشد. تخریب یک کارخانه یا کارگاه صرفاً یک خسارت شخصی نیست؛ این اتفاق میتواند به توقف زنجیره تأمین، بیکاری کارگران، کاهش عرضه کالا و حتی افزایش قیمتها منجر شود، بهبیان دیگر، نبود پوشش بیمهای کافی برای واحدهای تولیدی میتواند تبعات کلان اقتصادی داشته باشد.
بر اساس گزارشهای بینالمللی صنعت بیمه، در کشورهایی که ضریب نفوذ بیمههای فاجعهآمیز بالاتر است، سرعت بازسازی پس از بحران بهشکل محسوسی بیشتر بوده و فشار مالی بر دولتها نیز کاهش یافته است، به همین دلیل بسیاری از اقتصاددانان معتقدند توسعه بیمههای فاجعهای، بخشی از سیاست تابآوری اقتصادی محسوب میشود.
یک تحلیلگر حوزه مدیریت ریسک در این باره میگوید: «وقتی بنگاه تولیدی بیمه باشد، پس از بحران سریعتر به چرخه تولید بازمیگردد، این یعنی حفظ اشتغال و جلوگیری از شوک عرضه، در واقع بیمه جنگ فقط حمایت از یک مالک نیست، بلکه حمایت از اقتصاد ملی است.»
بیمه جنگ؛ تصمیم احساسی یا انتخاب عقلانی؟
بسیاری از خانوارها خرید این بیمه را ضروری نمیدانند، اما منطق بیمه دقیقاً بر پایه پوشش ریسکهای کماحتمال اما پرهزینه شکل گرفته است. هیچکس خانه خود را بهامید آتشسوزی بیمه نمیکند؛ بلکه برای جلوگیری از فروپاشی مالی در صورت وقوع حادثه این کار را انجام میدهد.
کارشناسان معتقدند اگرچه ممکن است پرداخت حقبیمه در کوتاهمدت فشار مالی ایجاد کند، اما در بلندمدت میتواند از زیانهای غیرقابلجبران جلوگیری کند، در واقع مقایسه «هزینه قطعی حقبیمه» با «خسارت احتمالی اما بسیار بزرگ» نشان میدهد که این تصمیم بیش از آنکه احساسی باشد، ریشه در محاسبه عقلانی دارد.
چه باید کرد؟
با وجود مزایای روشن این پوشش، برای افزایش استقبال عمومی، طراحی محصولات متنوعتر، امکان پرداخت اقساطی، تخفیفهای گروهی و حتی بررسی مشوقهای حمایتی میتواند مؤثر باشد، همچنین شفافسازی درباره شرایط و سقف تعهدات بیمهنامهها، نقش مهمی در جلب اعتماد مردم خواهد داشت.
در نهایت، بیمه جنگ را نمیتوان صرفاً یک محصول تازه در ویترین شرکتهای بیمه دانست. این بیمهنامه در شرایط پرریسک امروز، به ابزاری برای مدیریت بحران تبدیل شده است؛ ابزاری که میتواند میان «یک خسارت سنگین» و «یک فاجعه مالی» تفاوت ایجاد کند.
شاید هنوز بسیاری آن را هزینهای اضافی بدانند، اما تجربههای جهانی نشان میدهد در زمان بحران، تنها داراییهایی که بیمهاند، شانس بازگشت دارند.
