دگردیسی در اقتصاد بیمه
نقدینه- از سال ۱۳۹۰ در پایلوت بخش جمابرود شهرستان زیبای دماوند به مرکزیت شهر فرهیختگان، کیلان عزیز بطور مستمر به مطالعه ریسک های کارآفرینی سطح ملی و جوامع محلی می پردازم . بیشترین تمرکزم به شناخت بهینه ترین روشهای تامین مالی کم ریسک و پربازده جهت تاسیس و فعالیت بنگاههای SMEs تولید محور اختصاص داده ام. بعنوان یک کارشناس بیمه بازرگانی از منظر اقتصاد بیمه به نوسازی اکوسیستم محیط کسب و کار ملی مینگرم .بر این باورم که رشته زندگی بیمه های اندوخته ساز پتانسیل کمک به نوسازی اکوسیستم محیط کسب و کار ملی را دارد .بیمه نامه های ریسک های فیزیکی نیز در حمایت از بنگاههای کسب و کار و پروژه های بزرگ و کوچک بخش های خصوصی و تعاونی به افزایش تاب آوری کارآفرینان کمک می کنند.
از سال ۱۳۹۰ در پایلوت بخش جمابرود شهرستان زیبای دماوند به مرکزیت شهر فرهیختگان، کیلان عزیز بطور مستمر به مطالعه ریسک های کارآفرینی سطح ملی و جوامع محلی می پردازم . بیشترین تمرکزم به شناخت بهینه ترین روشهای تامین مالی کم ریسک و پربازده جهت تاسیس و فعالیت بنگاههای SMEs تولید محور اختصاص داده ام. بعنوان یک کارشناس بیمه بازرگانی از منظر اقتصاد بیمه به نوسازی اکوسیستم محیط کسب و کار ملی مینگرم .بر این باورم که رشته زندگی بیمه های اندوخته ساز پتانسیل کمک به نوسازی اکوسیستم محیط کسب و کار ملی را دارد .بیمه نامه های ریسک های فیزیکی نیز در حمایت از بنگاههای کسب و کار و پروژه های بزرگ و کوچک بخش های خصوصی و تعاونی به افزایش تاب آوری کارآفرینان کمک می کنند.
در مطالعات پایلوت جمابرود بیشترین تمرکز بر بررسی علل فراز و فرود خوشه کشاورزی شاخص کشوری تولید قیسی صادراتی از ابتدای قرن چهاردهم خورشیدی بود.جامعه ای کوچک که در طی فقط سه دهه با تیزهوشی منتور استارتاپ آن بخش به رشد و پیشرفت های آموزشی ، فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی بی نظیری تحت مدیریت شرکت تعاونی کشاورزان کیلان ( عزیز) دست یافت .
لیکن اکنون که تولید خوشه قیسی صادارتی اصلی کشور مضمحل شده و نیاز به راه اندازی خوشه کسب و کار جایگزین دارد ،مواجه با فقدان انگیزه و وحدت فکری نیروهای کارآفرین جوان هستیم. متاسفانه در جوامع محلی با تغییرات اجتماعی این پرسش مطرح میشود : چگونه در این مقطع زمانی میتوان در ذهن و افکار جوانان ،تفکر و انگیزه رونق بخشی مجدد کسب و کارهای تولید محور را ایجاد کرد ؟ چگونه میتوان مانع از تبدیل روستاهای تولید کننده مواد غذایی به مراکز تفریحی و استراحتگاههای روزهای تعطیل مردمان شهری شد ؟!
مهاجرت نیروهای کارآفرین از روستاها به شهرها بعلت نبود فرصت های اشتغال که با فروش اراضی کشاورزی ممکن می شود، تبدیل باغات مثمر و دشت ها و جلگه های سرسبز و حاصلخیز در اطراف شهرها به خوابگاه ویلاهای لاکچری برای گذران چندین ساعت در روزهای تعطیل و پایان هفته شهرنشینان منجر می گردد ،لذا بیاییم بپرسیم : آیا پولداران جامعه ایرانی ، بعنوان بخشی از مردم یک کشور در حال توسعه برای سرمایه گذاری پس اندازهای مازادشان روشی منطقی انتخاب کرده اند ؟ مگر نه اینست تبدیل باغات آباد و زمین های حاصلخیز به خوابگاه ویلاها ، باتوجه به رشد روز افزون جمعیت و کمبود زمین های کشاورزی و منابع آب در آینده فرزندانشان را با مشکل کمبود شدید مواد غذایی و واردات وابسته خواهد کرد ؟! یادتان هست ؟ پیرمرد گوژ پشت به انوشیروان پادشاه چه گفت : دیگران کاشتند و ما خوردیم ،ما می کاریم تا دیگران بخورند !!! آیا ما فرزندان این فرهنگ و تمدن ۷۰۰۰ ساله نیستیم ؟!
گرچه خوشبختانه تصویب قانون حفظ کاربری اراضی کشاورزی اهرم قانونی مانع تغییر کاربری اراضی درجه یک و دو کشاورزی اطراف شهرها و روستاها در حال اجراست. لیکن مقدم بر حاکمیت قانون ، فرهنگ سازی ،درک و مسئولیت پذیری ملی شهروندان یک کشور جهان سومی در حفظ اراضی کشاورزی و امنیت و استقلال غذایی حائز اهمیت است.البته بررسی دقیق علل رخداد سونامی ویلا سازی لاکچری در اراضی مرغوب زراعی و باغی از دو دهه پیش و محاسبه کاهش بهره وری بخش کشاورزی در این نوع اراضی به تحقیقات کارشناسان اقتصادی و جامعه شناسی توسعه احتیاج دارد .
از سوی دیگر با تعطیلی مشاغل تولیدی و صنعتی - سنتی در داخل و حاشیه شهرهای بزرگ متاسفانه با بازنشستگی و فوت نسل بیبی بومرها ، X ها که صاحبان کارگاههای کوچک و متوسط بودند ،شاهد خروج فرزندان و کارکنان آن واحدهای صنعتی از مشی پدران و استاد کاران خود به دلایل گوناگون هستیم .نسل جوان به مشاغل اقتصاد دلالی و واردات کالاهای خارجی بجای تمرکز بر حفظ تولیدات داخلی گرایش دارند .!!!
اینک پس از انقلابهای چهارم و پنجم صنعتی 2008 و 2020 در جهان وقت طراحی مهندسی اکوسیستم جدید فضای کسب و کار ملی با لحاظ دگردیسی فرهنگی - اجتماعی - اقتصادی عصر تکنولوژی دیجیتال و تغییرات سبک زندگی و پاسخگویی در خور به خاستگاه فکری و ارزشی نسل های Z و آلفا فرا رسیده !
از منظر دانش مدیریت ریسک و علم بازاریابی ؛ کارآفرینی ، اشتغالزایی ،گسترش تعداد بنگاههای کسب و کار جدید علاوه بر تدارک انواع ابزارهای تامین سرمایه حسب ویژگیهای هر رشته شغلی و مراحل سن هر بنگاه در منحنی عمر سازمانی ، پیاده سازی چهار عامل بنیادین جهت نوسازی اکوسیستم محیط کسب و کار ملی ضرورت دارد :
۱- عامل روح افزایی
۲- عامل فکر افزایی
۳ - عامل نرم افزاری
۴ - عامل سخت افزاری
شکل گیری موفقیت آمیز نهضت کارآفرینی نوین ایران به طراحی دقیق مهندسی سیستم و اجرا دقیق این چهارم گام اصلی وابسته است ... قسمت هفدهم
حمید رضا حاجی اشرفی