راز تاب‌آوری اقتصاد در دل محدودیت‌ها

در نشست سیاست‌گذاری اقتصادی در جنگ مطرح شد؛

راز تاب‌آوری اقتصاد در دل محدودیت‌ها

نقدنیه - در دوران جنگ، با وجود کمبود منابع، تمرکز سیاست‌گذاری و توزیع هدفمند باعث شد اقتصاد تا حد خوبی پایدار بماند.

به گزارش پایگاه خبری نقدینه ،  تجربه سیاست‌گذاری اقتصادی ایران در دوران جنگ تحمیلی و مقایسه آن با دوره پس از جنگ مورد توجه کارشناسان و اساتید دانشگاه‌های کشور قرار گرفتنه است. در دوره جنگ، با وجود محدودیت شدید منابع و فشار‌های خارجی، مجموعه‌ای از سیاست‌های متمرکز و سازوکار‌های نهادی شکل گرفت که به حفظ نسبی ثبات اقتصادی و تأمین نیاز‌های اساسی کمک کرد.

در مقابل، در دوره پس از جنگ با وجود افزایش درآمد‌های ارزی، اقتصاد با چالش‌هایی مانند بی‌ثباتی کلان، نوسانات نرخ ارز و تضعیف برخی ظرفیت‌های تولیدی مواجه شد. این تفاوت، اهمیت نقش نهاد‌ها و کیفیت سیاست‌گذاری در هدایت منابع را برجسته می‌کند. همچنین، نحوه روایت‌سازی از تجربه‌های اقتصادی گذشته می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌های امروز اثر بگذارد و ضرورت تحلیل دقیق و مبتنی بر داده را پررنگ‌تر می‌کند. در مجموع، بررسی این دو دوره نشان می‌دهد که تاب‌آوری اقتصادی بیش از میزان منابع، به کیفیت سیاست‌گذاری و ساختار‌های نهادی وابسته است.

با توجه به اهمیت سیاست گذاری اقتصادی در جنگ، نشستی تخصصی با همین موضوع در موسسه مطبوعاتی بازار پول و ارز برگزار شد. این میزگرد با حضور فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و حسین راغفر، عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه الزهرا برگزار و تلاش شد تا ابعاد مهم این موضوع مورد بررسی و واکاوی قرار بگیرد.

چرا اقتصاد دوران جنگ با وجود محدودیت‌ها، عملکرد اجتماعی بهتری داشت؟

حسین راغفر: در دوران جنگ، سیاست‌های اقتصادی بر تأمین حداقل معیشت و عدالت در توزیع منابع متمرکز بود. با اجرای سهمیه‌بندی کالا‌های اساسی و بهداشتی، همه مردم به نیاز‌های اولیه دسترسی داشتند. در کنار آن، آموزش، سلامت و مسکن حمایتی نقش مهمی در حفظ ثبات اجتماعی ایفا کردند. نتیجه این رویکرد، بهبود شاخص‌های سلامت، کاهش ناامنی و شکل‌گیری نوعی همبستگی اجتماعی بود که حتی در شرایط سخت جنگی هم حفظ شد.

مهم‌ترین عامل شکل‌گیری نابرابری در اقتصاد امروز چیست؟

حسین راغفر: نابرابری فعلی ریشه در سیاست‌گذاری‌های پس از جنگ دارد. افزایش نرخ ارز، توزیع منابع به گروه‌های خاص، خصوصی‌سازی‌های غیرشفاف و فاصله گرفتن از سیاست‌های برابرساز، باعث شده دسترسی به فرصت‌های اقتصادی محدود شود. همچنین طبقاتی شدن آموزش و سخت‌تر شدن تأمین مسکن، شکاف بین طبقات را تشدید کرده و بخش بزرگی از جامعه را از مسیر رشد خارج کرده است.

چرا تولید در اقتصاد ایران تضعیف شده است؟

حسین راغفر: به دلیل سودآوری بالاتر فعالیت‌های غیرمولد مانند دلالی در ارز، طلا و مسکن، سرمایه‌ها از تولید فاصله گرفته‌اند. نبود حمایت مؤثر، هزینه‌های بالای تأمین مالی و بی‌ثباتی سیاست‌ها نیز باعث شده تولیدکنندگان انگیزه و توان رقابت خود را از دست بدهند.

استقلال بانک مرکزی به چه معناست و چرا اهمیت دارد؟

حسین راغفر: استقلال بانک مرکزی به این معناست که این نهاد بتواند بدون فشار‌های سیاسی، در راستای منافع ملی و ثبات اقتصادی تصمیم‌گیری کند. هدف اصلی این استقلال، حفظ ارزش پول ملی، کنترل تورم و جلوگیری از تخصیص نادرست منابع ارزی است. اگر بانک مرکزی تحت فشار برای تأمین منافع کوتاه‌مدت یا گروه‌های خاص قرار بگیرد، نتیجه آن افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی و تشدید بی‌ثباتی اقتصادی خواهد بود؛ بنابراین استقلال واقعی زمانی معنا دارد که بانک مرکزی بتواند در برابر این فشار‌ها مقاومت کرده و در جهت تقویت اقتصاد کشور عمل کند.

چرا نظام بانکی به‌جای حمایت از تولید، به عامل بحران تبدیل شده است؟

حسین راغفر: نظام بانکی به‌جای هدایت منابع به تولید، به سمت فعالیت‌های سوداگرانه منحرف شده است. اعطای تسهیلات کلان بدون نظارت، نرخ‌های بهره بالا و تمرکز منابع در دست گروه‌های خاص، باعث شده تولیدکنندگان واقعی تضعیف شوند. در نتیجه، سرمایه‌ها به سمت بازار‌هایی مانند ارز، طلا و مسکن حرکت کرده و این روند هم نابرابری را افزایش داده و هم رشد اقتصادی را مختل کرده است.

در شرایط جنگی، نظام بانکی و سیاست‌های اقتصادی چگونه می‌توانند به حفظ تاب‌آوری اقتصاد و تأمین نیاز‌های اساسی کمک کنند؟

حسین راغفر: در شرایط جنگی که اقتصاد با محدودیت منابع، اختلال در زنجیره تأمین و افزایش نااطمینانی مواجه است، نظام بانکی و سیاست‌های اقتصادی نقش حیاتی در حفظ تاب‌آوری دارند. بانک‌ها از طریق مدیریت جریان نقدینگی، تخصیص هدفمند منابع مالی و حمایت از تأمین مالی بخش‌های ضروری مانند تولید و توزیع کالا‌های اساسی، می‌توانند از ایجاد بحران‌های شدید اقتصادی جلوگیری کنند. همچنین سیاست‌های اقتصادی در چنین شرایطی معمولاً بر کنترل مصرف، اولویت‌بندی تخصیص ارز و منابع، و حمایت از بخش‌های تولیدی متمرکز می‌شود تا نیاز‌های اساسی جامعه بدون وقفه تأمین شود. در مجموع، هماهنگی میان نظام بانکی و سیاست‌گذاری اقتصادی باعث می‌شود حتی در شرایط فشار شدید، حدی از ثبات و تاب‌آوری در اقتصاد حفظ شود.

برای خروج از وضعیت فعلی، از کجا باید شروع کرد؟

حسین راغفر: اصلاح اقتصاد نیازمند یک عزم جدی در سطح سیاست‌گذاری است. نقطه شروع، مقابله با فساد، شفاف‌سازی در تخصیص منابع و بازگرداندن اعتماد عمومی است. در کنار آن، باید نظام بانکی در خدمت تولید قرار گیرد و سیاست‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که به جای ناامیدی، امید و انگیزه برای سرمایه‌گذاری و فعالیت اقتصادی ایجاد کنند. بدون این تغییرات، هیچ برنامه‌ای به نتیجه نخواهد رسید.

چرا مطالعه تجربه جنگ و دوره پس از آن برای اقتصاد ایران اهمیت دارد؟

فرشاد مومنی: مطالعه این دو دوره از این جهت اهمیت دارد که هرکدام نمایانگر نوعی «آزمایش تاریخی» برای اقتصاد ایران هستند. در دوره جنگ، اقتصاد تحت فشار شدید خارجی، محدودیت منابع و شرایط اضطراری قرار داشت، اما در عین حال نوعی انسجام نهادی و تمرکز بر تولید و تأمین نیاز‌های اساسی شکل گرفت. در مقابل، دوره پس از جنگ با افزایش درآمد‌های نفتی و شرایط به‌ظاهر باثبات‌تر آغاز شد، اما در بسیاری از شاخص‌ها با چالش‌های جدیدی مثل نابرابری، بی‌ثباتی و ضعف تولید روبه‌رو شد. بررسی این دو دوره کمک می‌کند بفهمیم چه عواملی باعث موفقیت یا شکست سیاست‌های اقتصادی شده‌اند و چگونه «بنیان‌های فکری و نهادی» بر نتایج اقتصادی اثر گذاشته‌اند.

چه تناقضی در عملکرد اقتصادی ایران بین دوره جنگ و پس از آن وجود دارد؟

فرشاد مومنی: تناقض اصلی این است که در دوره جنگ، با وجود محدودیت شدید منابع، محاصره اقتصادی و فشار‌های امنیتی، برخی شاخص‌های عملکرد اقتصادی و اجتماعی در سطح قابل قبولی قرار داشته و حتی در مواردی رشد‌های قابل توجهی ثبت شده است. اما در دوره پس از جنگ، با وجود دسترسی بیشتر به درآمد‌های ارزی ناشی از نفت و شرایط صلح، اقتصاد با مشکلاتی مانند بی‌ثباتی کلان، کاهش بهره‌وری و ضعف تولید صنعتی مواجه شده است. این وضعیت نشان می‌دهد که صرف افزایش منابع مالی تضمین‌کننده توسعه نیست، بلکه نحوه مدیریت منابع، کیفیت نهاد‌ها و جهت‌گیری سیاست‌گذاری نقش تعیین‌کننده‌تری دارند.

چرا جنگ روایت‌ها درباره عملکرد اقتصادی دوره جنگ شکل گرفته است؟

فرشاد مومنی: جنگ روایت‌ها زمانی شکل می‌گیرد که تفسیر‌های مختلف و گاه متضاد از یک واقعیت تاریخی وجود دارد. در مورد دوره جنگ، برخی جریان‌ها تلاش کرده‌اند موفقیت‌های آن دوره را صرفاً به شرایط احساسی، اضطراری یا بسیج عمومی تقلیل دهند و در مقابل، برخی ضعف‌ها را بزرگ‌نمایی کنند. این در حالی است که گروه‌های ذی‌نفع از بی‌ثباتی اقتصادی، از روایت‌های تحریف‌شده برای جهت‌دهی افکار عمومی استفاده می‌کنند. هدف این روایت‌ها معمولاً کمرنگ کردن تجربه‌های موفق نهادی و جلوگیری از الگوبرداری از آنهاست، در حالی که یک تحلیل علمی باید مبتنی بر داده‌ها و مقایسه‌های دقیق تاریخی باشد، نه برداشت‌های گزینشی.

مهم‌ترین ویژگی نوآوری‌های نهادی در دوره جنگ چه بود؟

فرشاد مومنی: نوآوری‌های نهادی آن دوره عمدتاً در جهت افزایش تاب‌آوری اقتصادی و کاهش هزینه مبادله شکل گرفتند. از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به اصلاح الگوی مصرف، ایجاد سازوکار‌های توزیع عادلانه‌تر منابع، تقویت نقش دولت در هدایت منابع محدود به سمت تولید، و جهت‌دهی منابع نفتی به اهداف توسعه‌ای اشاره کرد. همچنین تمرکز بر تولید فناورانه و کاهش وابستگی به واردات، یکی از محور‌های کلیدی سیاست‌گذاری بود. این مجموعه اقدامات باعث شد اقتصاد در شرایط جنگی بتواند حدی از پایداری و عملکرد قابل قبول را حفظ کند.

نقش شوک‌های قیمتی به‌ویژه نرخ ارز در اقتصاد ایران چه بوده است؟

فرشاد مومنی: شوک‌های قیمتی، به‌خصوص در نرخ ارز، یکی از عوامل اصلی بی‌ثباتی اقتصاد کلان ایران بوده‌اند. تغییرات ناگهانی در نرخ ارز نه‌تنها انتظارات تورمی را افزایش می‌دهد، بلکه باعث انتقال نااطمینانی به کل بخش‌های تولیدی و سرمایه‌گذاری می‌شود. در چنین شرایطی، فعالان اقتصادی به جای تمرکز بر تولید، به سمت فعالیت‌های غیرمولد و سفته‌بازی سوق پیدا می‌کنند. همچنین این شوک‌ها باعث تضعیف برنامه‌ریزی بلندمدت، کاهش اعتماد به سیاست‌گذار و افزایش هزینه‌های مبادله در اقتصاد می‌شوند. به همین دلیل کنترل و ثبات در متغیر‌های کلیدی مانند نرخ ارز، نقش حیاتی در ثبات اقتصادی دارد.

https://naghdineh.ir/page/133293/
لینک مطلب :
چاپ print version